مرتضى مطهرى
616
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
حال اين قضيهء ما كه مىگوييم : « انسان كلى است » مصداقش چيست ؟ مصداقش انسانها در ذهنهاست . هر انسان در ذهن ، وجود ذهنى انسان خارجى است و از همين جهت است كه به او مىگوييم « وجود ذهنى » ؛ يعنى انسان در ذهن در مقايسه با مصداقش در خارج وجود ذهنى آن است ، ولى خود « انسانها در ذهنها » در مقايسه با اين قضيه كه مىگوييم : « انسان كلى است » مصداق اين قضيه است . آيا مصداق اين نيست ؟ بله ، مصداق اين است ؛ يعنى وجود عينى اين است . اصلا وجود عينى هر چيزى يعنى مصداق خود او . به تعبير ديگر ، شما انسان خارجى را كه تصور مىكنيد ، اين انسانى كه در ذهن شماست وجود ذهنى آن انسان خارجى است . بار ديگر برمىگرديد و خود انسان در ذهن را تصور مىكنيد . آيا مىتوانيد اين كار را بكنيد يا نه ؟ بله ، مىشود اين كار را كرد . مىشود شما يك تصور ثانوى كرده و انسان در ذهن را تصور كنيد . آن وقت « انسان در ذهن » مصداق اين انسانى است كه بار دوم در ذهن شما آمده است . « مصداق اوست » يعنى وجود عينى اوست . همان كه خودش وجود ذهنى افراد خارجى بود حالا مىشود وجود عينى اين تصور ثانوى شما . ما مثالهاى بسيارى داريم : قضايايى كه در علوم مختلف هست ؛ در فلسفه هست ، در هندسه هست ، در طبيعيات هست و در همه علوم ديگر هست ، يك سلسله قضايايى است كه ذهن انسان براى علوم مختلف مىسازد ؛ بعد به عنوان يك شخص منطقى مىگويد : « جميع قضايايى كه در ذهن تشكيل مىشود يا حمليه است يا شرطيه » . در اينجا اين قضايا - كه خود قضايا وجود ذهنى يك سلسله واقعيات عينى خارجى است - مصداقهايى براى يك قضيهاى شدهاند كه يك منطقى ساخته است كه مىگويد : « القضيّة إما حملية و إما شرطية » . آن قضايا مصداقهاى اين قضيه و وجود عينى اين قضيهاند . آيا صادق بودن اين قضيه كه مىگوييم : « القضية إما حملية و إما شرطية » به چيست ؟ صادق بودنش به اين است كه قضايايى كه در اذهان علما - علماى هر علمى - هست واقعا چنين باشد كه يا حملى باشد يا شرطى . پس اين قضيه هم ملاك صدقش مطابقتش با واقع خودش است ، منتها واقع او اين است . بنابراين هيچ فرقى از اين جهت ميان قضيهء خارجيه و حقيقيه از يك طرف ( به قول حاجى ) و قضيهء ذهنيه از طرف ديگر نيست ؛ يعنى هر قضيهء ذهنيه همان گونه مطابق با واقع و